پارت چهل و دوم :
بعد از دقایقی حرف زدن و مسخرهبازی هایِ همیشگیِ مانی ، از دعوتنامه و جشن پیشِرو حرف زدم.
چشمهاشو با شیطنت و به معنی تأیید باز و بسته کرد :
- « جشنِ سیاهبال. همیشه از این جشنها هست هرماه. میدونی که ، اکثر بچهها قرتیان و دنبال یه بهونه برای استراحت از درسها.»
یه نفسِ عمیق کشید، درحالی که داشت یهچیزیو مرور میکرد ، گفت :
- «وای سال پیش ، دارابیِ پیرِ پدرسوخته...<
مطالعهی این پارت کمتر از ۵۲ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۱۱ روز پیش تقدیم شما شده است.
پریسا
0منی که از خدام بود بفهمه دختره ولیخب زوده🤙🏻🤣
۳ هفته پیشDina
1پیهعع عجب پارتی
۲ ماه پیشنیلا
2عه همیشه اوا رو با مانی شیپ میکردم🫶🏻🥲
۳ ماه پیشزیتون
2میدونستم میراث تو اون عروسکه دوربین گذاشته میدونستممممم اگه نه چرا باید به یه تازه وارد که از قضا دشمن کوچولوش بود عروسک بده تازه من اون اولا فک میکردم همونطور که نیلوفر سیاه بود چی بود نماد مرگه لابد اون عروسکه هم نماد اینه که تا وقتی که اونو داره عروسکش میمونه یا همون بازیچه و اینا
۳ ماه پیشوکیل کالی
2مرتیکه سادیسمی وحشی جذاب😒
۳ ماه پیشAyda
2استرس داشتم اگه تو عروسک دوربین باشه و میراث بفهمه نعنا دختره چی میشه اما آخر پارت یه دوتا سکته ناقص رد کردم
۴ ماه پیشAylar
1یه سوال دارم نعنا مگه لباسش *** شو نپوشونده بود ؟؟
۴ ماه پیشAylar
0هااععع بر سانسور لباسش قسمت بالای تن که هر زنی اون رو داره نپوشونده بود ؟؟؟؟ (***)
۴ ماه پیشAylar
01سیب- س . .. 2یونا-. . ی . 3نان- . ن 4هلو- ه کلمه ی که سانسور شده با استفاده از این کلمه های بالا بدست اورید :راه و روش آن این است که از هر کلمه حرف اول را بردارید و پشت سر هم بگذارید با دقت به ترتیب کلمات.
۴ ماه پیشAylar
01-س ۲-ی 3-ن ۴-ه
۴ ماه پیشبرگ
1خلاقیت>>>>>>
۴ ماه پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
چرا پوشیده بود ولی تو استوری فرق داره یکم😂😭
۴ ماه پیشالی
0مسئله این است...پسری که خودشو مثل دخترا درست کروه... یا دختری که که مثل پسرا خودشو درست کرده...
۴ ماه پیشMoha
1عجیب تر اینکه فقط یه دونه قرص روی میراث تاثیر گذاشته بوددد
۴ ماه پیشMoha
1یونای عزیزم دنبال سپهره و سپهر با ظاهرِ نعنا توی انباری با میراثِ تحریک شده سر و کله میزنه.. عجیبه که این بار میراث از هوش رفت.. اولین بارش بود نه؟
۴ ماه پیشآشنا
0خیلی پارت ۴۲ قوی بود آفرین 👏
۴ ماه پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
مچکر✨
۴ ماه پیشنهان
0باشه باشه اصلا اشتباه از ماعه
۴ ماه پیشپری
1مانی خدا نکشتت با این قرصات😂😂😈
۴ ماه پیشهانی
3من فوق العاده قلمتو دوس دارم کالی...ولی دلم میخواست حالا که این همه جزییات توی این پارت بود یکم بیشتر تو مهمونیش بودیم نعنا اومد فوری رفت تو انباری این قسمت دلم میخواست ی رقص با میراثمون میبود.ی یکم عشوه اومد نعنا.. بلاخره خوشگل کرده بود ب نیت *** ب قوها ولی شیطنتی از نعنا نبود مرسی
۴ ماه پیشالیزابت
1دقیقا حرف دل منو زدی 🥲
۴ ماه پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
مهمونی زیاد هست تو رمان.
۴ ماه پیشهانیه
0پس برنامه ها داریم با این دونفر .
۴ ماه پیش
کالیستو آکوامارین | نویسنده رمان
احتمالاً 🥲
۴ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

برفین
0یا قرانن یا خداا میراث نفسی تو نفسس جیگرر خدایا مرتیکه جذاب هات کمی روانی ناناز دوست داشتنی مظلوم